غناي اين كتاب‌خانه‌ها بود، چون احساس كردم مجبورم از آنها بيشترين استفاده را بكنم و پژوهش‌هاي جنبي فراواني به عمل آوردم‌، كه حتي در غني‌ترين كتاب‌خانه‌هاي اروپا هم فكر نمي‌كردم هرگز بدان‌ها بپردازم‌. به اين ترتيب گاه‌، در نوعي تله مي‌افتادم‌. يعني تلاش مي‌كردم به‌ مشكلي پاسخ دهم كه فكر نمي‌كردم مرا چندان معطل كند، ولي حل يك مشكل مرا با مشكل‌ ديگري مواجه مي‌ساخت و ((اين رشته سر دراز داشت‌)) و پژوهش تازه‌اي آغاز شده بود كه روزها و هفته‌ها، زمان مي‌برد. اينها نيش‌ها و نوش‌هاي تحقيق است‌.
سرانجام‌، مايلم تشكر خود را به خوانندگان ارج‌شناس و همكاري‌كننده‌اي تقديم كنم كه‌ آماده‌اند با ذكر نارسايي‌هاي اين كتاب مرا در بهتر كردن آن ياري كنند؛ هم‌چنين‌، خوانندگاني كه آن‌ را مفيد مي‌يابند و آماده‌اند تا آن را اظهار كنند.

جورج سارتن           ‌
كمبريج‌، ماساچوست‌       
كتاب‌خانه‌ٴ هاروارد، اتاق 885   
روز شكرگزاري‌، 1943